پست خوشمزه ی نیمه ی مرداد

آرزوهات رو یک جا یادداشت کن
و یکی یکی از خدا بخواه
خدا یادش نمیره اما تو یادت میره که
چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود

سلام به پسرم ,عمروعشق مادر
الهی که تمام وجودت از شادی موج بزنه و از زندگیت لذت ببری
اگه تموم دنیارو هم داشته باشی اما دلت شاد نباشه یعنی خوشبخت نیستی
پس کاری کن دلت شاد باشه و امروز طوری زندگی کنی که حسرت روز قبل
رونداشته باشی؛دل کسی رو نرنجونی حنان گلم که ازت رنجیده خاطر باشه.
از این حرفهاکه بگذریم بریم سراغ حرفهای خوشمزه؛چهارده مرداد امسال
پانزدهمین سالگرد ازدواجمون بود بابا تدارک بیرون دیده بود اما نتونستم از
کلاسهات بگذرم و تعطیلت کنم و عقب بیفتی؛واسه همین شب یه جشن
سه نفره خودمونی گرفتیم؛ازما دیگه گذشته الان ما منتظر روزها و جشن
های خوب زندگی پسرم هستیم؛که اگه عمری باشه ببینیم
بریم سراغ عکسها درادامه



اینم ازشام شماکه پیتزانمیخوری برات کوبیده گرفتیم؛نوش جونت؛
موقع خوردن میگفتی ،اوووووووووم

اینم ژله رولی

اینم از بیکاری های شب های تابستونی,ژله بستنی و موز؛به قول بابا این دیگه
معجونه!!!!

از انجیرهای درخت حیاط آقاجون ایناهرچی بگم کم گفتم،خیلی خوشمزست
مخصوصآسردش!!

پنجشنبه باشگاه رو تعطیل کردیم ودوتایی رفتیم داهات موقع دروی برنج شده

جمعه هم رفتیم طرف جاده پونل هفت غروب رفته بودیم شام هم برده بودم که
رضوانشهر موندیم خوردیم

چیپس خوردن توی ماشین,نتونستی از چیپس کچاب توی ماشین بگذری به
خاطر بابا سفره نون رو گذاشتی تا توی ماشین نریزه


هیچی بهتر از هندونه خنک توی هوای گرم نمیچسبه و چه بد که
تووووووووو نمیخوری

بازارچه محصولات محلی برای مسافران در ضیابر

یه ظهرگرم ورودی پارک ملت از این گلهای صورتی خوشم اومد عکس گرفتم

اینم از کاردستی هات که میگفتی تکمیل نشده با چوب بستنی ومقوا و سر بطری
درست کردی ؛ اما خیلی خوبه که اوغات فراغتت رو با اینا میگذرونی

بهترینم یه دنیا دوستت دارم




پست خوشمزه ی نیمه ی مرداد 

